مطلب ثابت وبلاگ
والضّحی تفسیر و مصداق جمال یار من
بعد از آن واللّیل باشد گیسوی دلدار من
گر برون آید ز پشت پرده آنگه والنّهار
می شود پیدا دوای این دل بیمار من
اللّهم عجّل فی فَرَج مولانا صاحب الزّمان . آمین
تبلیغات |
اهل بیت علیهم السلام «ثقل اصغر» با سلام به دوستان خوبم : این وبلاگ جهت آشنایی با عظمت و مقام ائمه ی معصومین علیهم السلام طراحی شده تا به اندازه درك و فهم خود، آن بزرگواران را شناخته و در سایه ی عمل به تعالیم آن بزرگواران ، به سعادت دنیا و آخرت برسیم انشاءالله.
حسن نجف لو(نجفی) |
||
|
مطلب ثابت وبلاگ والضّحی تفسیر و مصداق جمال یار من بعد از آن واللّیل باشد گیسوی دلدار من گر برون آید ز پشت پرده آنگه والنّهار می شود پیدا دوای این دل بیمار من اللّهم عجّل فی فَرَج مولانا صاحب الزّمان . آمین نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
یا حضرت معصومه ماه دل آرای جهان قومدادی سیده ی اهل زمان قومدادی حضرت معصومیه جانیم فدا جانیمه جان روحه روان قومدادی واردی صفالی حرمی حضرتون خوفه رجا درده امان قومدادی نائبه ی حضرت زهرادی بو فاطمه دن بیرجه نشان قومدادی شأنی اوجا رتبه ده عالی مقام واقف اسرار و نهان قومدادی حضرت کاظم که فداها دیدی بیلدی هامی فخر زنان قومدادی مجتهده عارفه هم عابده علمده جوشقونلی بیان قومدادی شاه خراسانه وفالی باجی عمه ی سادات جهان قومدادی تک نه خانملار بونا اولموش کنیز ملجأ هر پیرو جوان قومدادی حضرت صادق بویوروب بو سوزی اوچ قاپی جناته عیان قومدادی حضرت معصومه علیها سلام دختر فرزانه هفتم امام عصمت کبرایه بو آئینه دی عصمتینون منکری بیگانه دی اسوه ی تقوا و سخاوت بودو لایق نیروی کرامت بودو معنی عفتدی نجابتدی بو شیعه لره باب شفاعتدی بو نجمه ی تابان فقاهتدی بو صاحب حکمتدی بلاغتدی بو دختر والای امامتدی بو تابع فرمان ولایتدی بو گنبدینون پرچمی اعلان ائدر دردلره حضرت اوزی درمان ائدر هر گون الی سینه ده خیل انام محضرینه ایلوری عرض سلام طوف ائلیور گونده مزارون ملک شأنینه مبهوت قالیب نه فلک خیز به پا عاشق نیکو سرشت زائرینه واجب اولوبدور بهشت الغرض آئینه سینیب گول سولوب حضرت معصومه نی غملریوروب غصه و غمدن یورولان فاطمه یثربی ترک ایلدی بی واهمه باغ امامت گولی ایستور سولا قارداشین آردیجا دوشوبدور یولا باشلادی یول عازم ایران اولوب مقصدی باطنده خراسان اولوب یولدا چکوب درد و غم بی حساب قافلیه ئوز دوتوب ائتدی خطاب شهر قوم آل الله ایچون لانه دور آل رسوله اورا کاشانه دور قافله یول سالدی یتیشدی قوما موسی خزرج که خبردار اولوب قافله ی عشقه جلودار اولوب حضرت معصومه اولوب میهمان اهل قوم اولدی خانما میزبان صف چکیلوب خدمتینه بی شمار خادمی ایلر هامیا افتخار حیف اولا گول تک سارالیب گون به گون جسمیده طاقت آزالیب گون به گون راوی دیور هر گونی صبح و مسا ناله ی جان سوزیله سسلور رضا هر گجه نی صبحه کیمی آغلادی قارداشون عشقینده اورک داغلادی سسلدی قارداش سنه قوربان باجون گول یوزوی گورمدی بیر آن باجون قصد زیارتله دئدی المدام ضامن آهویه سلام السلام ئولدی باجون چاتمادی مقصودینه عازم اولور محضر معبودینه التماس دعا / حسن نجفلو نوشته شده در تاریخ شنبه 13 اسفند 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
نام : محمّد/ لقب : مصطفی / كنیه : ابوالقاسم / نام پدر: عبدالله / نام مادر: آمنه / تاریخ ولادت 17 ربیع الاول عام الفیل / محل ولادت : مكه معظمه / مدت نبوت : 23 سال / مدت عمر : 63 سال / تاریخ رحلت : 28 ماه صفرسال 10 هجری/ محل دفن : مدینه منوره . تعداد و اسامی فرزندان : رسول مكرّم اسلام هفت فرزند داشت : 1. قاسم كه قبل از بعثت متولد شد و به این سبب آن حضرت را كنیه ابالقاسم دادند. 2. عبدالله كه بعد از بعثت متولد شد و او را ملقب به طاهر و طیب گردانیدند. 3. فاطمه . 4. امّ كلثوم . 5. رقیه . 6. زینب كه اینها از خدیجه متولد شده اند. 7. ابراهیم در مدینه متولد شده است كه مادرش ماریه قبطیه بود. و ایشان همان كودكی بودند كه فدای امام حسین علیه السلام شدند و قبر ایشان در قبرستان بقیع در مدینه منوره است . حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم ، در زمان جاهلیت كه مردم برای یكدیكر حریمی قائل نبودند، و ریختن خون یكدیگر را نوعی سرگرمی می دانستند و خوردن مال یكدیگر را افتخار ، و تمام فحشا و منكرات را انجام می دادند و زورگویان بر ضعفا مسلط بودند ، به طوری كه ارزش یك انسان به اندازه ی یك مورچه هم نبود، از سوی خداوند به رسالت و نبوت برگزیده شد ، تا خلق را از ظلمت و تاریكی به سوی نور هدایت كند و راه و رسم زندگی را به آنها بیاموزد و قوانین خداوند را بر روی زمین اجرا كند. آن حضرت، در طول زندگانی خود با جهل و ظلم و بت پرستی و تمام منكرات ، مبارزه كرد ، و انسان ها را از گرداب هلاكت رهانید، و برنامه ی درست زیستن را در كتاب قانون خود به نام قرآن ، برای بشر تا روز قیامت به یادگار گذاشت . ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
رسول مكرّم اسلام در بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجری در شصت و سه سالگی به دیار باقی رحلت نمودند، و جهان اسلام را غرق در مصیبت و اندوه كردند. هر چند نظر ما در این نوشته بر خلاصه گویی و مختصر نویسی است ، اما در این بخش ، جریان رحلت حضرت و اتفاقات آن ایام ،كمی وسیع تر نوشته می شود: از شیخ مفید و طبرسی چنین روایت شده است كه : وقتی پیامبر از حجة الوداع برگشت ، یقین كرد كه رحلت او به عالم بقا نزدیك شده است ، پیوسته در میان اصحاب خطبه می خواند و اصحاب خود را از فتنه های بعد از خود برحذر می نمود. وصیت می كرد كه دست از سنت و روش او برندارند و در دین بدعت نگذارند، و به عترت و اهل بیت او متمسك شوند و از آنها اطاعت و متابعت نمایند. می فرمود: «ای مردم ! من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت می گذارم ، كتاب خدا و اهل بیتم . این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند، پس مواظب باشید كه از این دو غفلت ننمایید و آنها را وا نگذارید. از اهل بیت من سبقت نگیرید و از كنار آنها پراكنده نشوید و چیزی به آنها تعلیم نكنید كه آنها داناترند. در حق آنان كوتاهی نكنید كه هلاك می شوید، و مبادا بعد از من كافر شوید و از دین برگردید، و شمشیر به یكدیگر بكشید و بدانید كه علی بن ابیطالب پسر عمو و وصیّ من است و بر طبق تأویل قرآن قتال و جهاد خواهد كرد». سپس حضرت، اسامة بن زید را امیر كرد و لشگری از اهل فتنه و منافقان و غیره را ترتیب داد تا به سوی بلاد روم روند، و هدف آن حضرت از فرستادن لشگر، این بود كه مدینه از اهل فتنه خالی شود و كسی با علی علیه السلام نزاع نكند تا امر خلافت آن حضرت مستقر گردد. در اثنای آن حال، مرضی بر آن حضرت عارض شد كه به آن مرض به رحمت الهی واصل گردید، در آن حال دست علی علیه السلام را گرفت و به سوی بقیع رفت و صحابه نیز دنبال آن حضرت بودند. فرمود كه خداوند به من امر فرموده كه برای مردگان بقیع استغفار كنم ، چون به بقیع رسید فرمود : «السلام علیكم یا اهل القبور؛ گوارا باد بر شما آن حالتی كه صبح كرده اید و نجات یافته اید از فتنه هایی كه در پیش روی مردم است »، پس از طلب آمرزش به اهل بقیع، رو به علی علیه السلام نمود و فرمود: «یا علی ! جبرئیل هر سال یك بار قرآن را به من عرضه می كرد و امسال دو بار عرضه نموده ، گمان دارم كه آخر عمر من است ». وقتی به منزل برگشت مرض آن حضرت شدید شد . بعد از سه روز به مسجد آمد در حالی كه علی علیه السلام از سمت راست و فضل بن عباس از سمت چپ آن حضرت گرفته بودند. بر منبر نشست و فرمود: «ای مردم! نزدیك است كه از میان شما غایب شوم ، اگر كسی حقّی بر من دارد بگوید و اگر قرضی پیش من دارد آن را بستاند». و بعد از نصیحت و موعظه ی اندك ، از منبر فرود آمد و نماز خفیفی با مردم گزارد، و به خانه امّ سلمه رفت و یك یا دو روز در آنجا ماند تا اینكه عایشه با دیگر زنان آمدند و آن حضرت را راضی كردند تا به خانه عایشه برود. هنگام اذان صبح شد، بلال اذان داد و چون حضرت متوجه عالم قدس بود متوجه صدای بلال نشد، در این حال عایشه گفت : ابوبكر را خبر كنید كه با مردم نماز بخواند. حفصه گفت: عمر را خبر كنید تا امامت مردم را به عهده گیرد و نماز بخواند. از این سخنان ، آن حضرت فهمید كه آن دو از لشگر اسامه تخلف نموده و به مدینه برگشته اند، با آن حال مریضی و رنجوری برخاست تا به نماز برود بلكه شبهه ای میان مردم نباشد و یكی از آن دو نفر، بر مردم امامت نكند، پس با نهایت ضعف و ناتوانی به مسجد آمد و چون نزدیك محراب شد دید كه ابوبكر سبقت گرفته است ، و در محراب به جای آن حضرت ایستاده است ، به دست خود اشاره فرمود كه ابوبكر كنار رود ، نماز را تمام نمود و به خانه بر گشت ، شیخین و جماعتی را طلبید و فرمود: «مگر من نگفتم كه با اسامه از شهر بیرون روید؟». گفتند : بلی چنین فرمودی . فرمود: « چرا امر مرا اطاعت نكردید؟!». ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
چرا امام حسین(علیه السلام) همانند برادرش، با یزید از در صلح برنیامد؟ نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آذر 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
اَینَ الطّالبُ بِدَم المقتولِ بکَربلاء اَین َبقیهُ الله فی اَرضه
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 آذر 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
امام حسین علیه السلام بعد از روبرو شدن با لشگر حر بن یزید ریاحی و توقف در صحرای كربلا خطبه ای قرائت كرد. در بخشی از آن خطبه چنین فرمود: « الا تَرونَ انّ الحقَّ لا یعمل بِهِ وَ اَنَّ الباطلَ لا یتَناهَی عَنهُ لِیرغَب المؤمنُ فی لِقاءِ الله ». ای یاران من ! آیا نمی بینید كه حق فراموش شده و باطل صحنه ی جامعه را فرا گرفته است ؟ در چنین شرائطی انسان مؤمن باید ( در مسیر در مسیر زنده كردن حق و میراندن باطل) آماده ی لقای خداوند باشد حق و باطل در قرآن : داستان حق و باطل كه امام در این خطبه به آن اشره می كند داستان پر دامنه ای است كه در قرآن مجید به طور گسترده مطرح شده است و به چند محور آن اشاره می شود: 1. تعریف حق و باطل : بهترین تعریف و تصویر كه از حق و باطل می توان ارائه داد در ضمن همان مثالی است كه خداوند در آیه 17 سوره رعد مطرح فرموده : « انزل من السماء ماء فسالت اودیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیة او متاع زبد مثله كذلك یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمكث فی الارض كذلك یضرب الله الامثال ». خداوند از آسمان آبی فرستاد و از هر دره و رودخانه ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد سپس سیل بر روی خود كفی حمل كرد (همچنین ) و از آنچه در (كوره ها ) برای به دست آوردن زینت آلات یا وسائل زندگی آتش بر آن می افروزند كف هایی مانند آن به وجود می آید – خداوند حق و باطل را چنین مثالی می زند . سرانجام كف ها به بیرون پرتاب می شوند ولی آنچه به مردم سود می رساند (آب یا فلز خالص ) در زمین می ماند . خداوند این چنین مثال می زند. طبق آنچه در بالا آمد باطل توخالی پر سر و صدا و آلوده و بی فایده و بی ثمر است . و عمری كوتاه دارد . اما حق مفید و پر ثمر و پاك و تمیز و زیبا و مایه جیات و آبادی است و عمری طولانی دارد . بی شك تعریفی زیباتر و گویاتر از تعریف فوق برای حق و باطل نمی توان بیان كرد. حق های فراموش شده و باطل های احیا شده سؤال : به یقین در عصر امام حسین علیه السلام بسیاری از حق ها به دست فراموشی سپرده شده بود و باطل به جای آن نشسته بود. اما چه حق هایی از بین رفته و باطل هایی رواج داشت كه آن حضرت دست به قیام برای از بین بردن آن كرد؟ جواب : موارد زیادی را می توان نام برد كه در این مقال به چهار مورد آن اشاره خواهد شد انشاءالله : 1. چپاول و غارتگری: به شهادت تاریخ معاویه گروه هایی را تشكیل داده بود كه از شام به سوی عراق مركز حكومت امام علی علیه السلام رفته و مخفیانه به مرز نشینان هجوم برده و اموالشان را غارت كرده و باز می گشتند تا مردم را نسبت به حكومت علی علیه السلام متزلزل و ناامید كنند، و امنیت مناطق را از بین ببرند. (كه آن حضرت در نهج البلاغه در خطبه 27 به این مطلب اشاره فرموده است ). چه باطلی بالاتر از كشتن انسان های بی گناه و بی دفاع و غارت اموال مسلمانان و ایجاد نا امنی در حكومت اسلامی می توان تصور كرد؟! 2. هزینه كردن بیت المال در امور نا مشروع : معاویه با اموال متعلق به بیت المال افراد ضعیف الایمانی كه در اطراف امیرمؤمنان علیه السلام وجود داشتند و دارای روحیه ی متزلزلی بودند را می خرید تا اطراف آن حضرت را خلوت كند. آیا بیت المال برای خریدن افراد بی ایمان و مزدور در نظر گرفته شده است ؟؟ آیا این كار احیای باطل و از بین بردن حق نیست ؟! 3. دروغ پردازی معاویه در طول مدت به قدرت رسیدن علی علیه السلام و به منظور تضعیف حكومت آن حضرت ، كشته شدن خلیفه سوم عثمان را به دست شورشیان بر ضد او مطرح می كرد. و به بهانه یافتن عاملان قتل و مجازات آنها روی آن مانور می داد و اساسا یكی از عوامل جنگ صفین كه ده ها هزار نفر در آن كشته شدند همین مطلب بوده است داستان علم كردن پیراهن عثمان كه در تاریخ معروف است اشاره روشنی به این مطلب دارد . اما ار عجایب تاریخ این است كه وقتی امام علی علیه السلام به شهادت می رسید و امام حسن علیه السلام مجبور بر صلح شد و معاویه بر اوضاع مسلط گشت و حاكم مطلق العنان كشور اسلامی شد دیگر سخنی از قاتلان عثمان به میان نیاورد و این ماجرا را پی گیری نكرد!! آری او برای رسیدن به اهدافش از هر وسیله ای هر چند نا مشروع بهره می گرفت حتی اگر در این راه انسان های بی گناه متهم شوند یا زندانی گردند و یا جان خود را از دست دهند. 4. سپردن حكومت اسلامی به شخصی مثل یزید همه می دانیم كه یزید بن معاویه مردی فاسد و فاجر و قاتل انسان های پاك و بی گناه بود. او شراب خوار و قمار باز و آلوده بود. معاویه چنین شخصی را به عنوان خلیفه مسلمین و جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از خوش نصب كرد. آیا این باطل باطل كوچكی بود؟ امام حسین علیه السلام در عصری زندگی می كرد كه باطل سرتاسر جامعه اسلامی را گرفته و حق به فراموشی سپرده شده بود. ولذا قیام كرد تا حق را احیا و زنده كند و باطل را بمیراند و از صحنه جامعه برچیند. و در این مسیر و برای رسیدن به این هدف حاضر بود هر بهایی را بپردازد. نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 آذر 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
عید غدیر خم بر همه ی عاشقان و ارادتمندان مولا مبارک باد. امام حسین علیه السلام فرمود: روزی جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: بعد از من امتحان سختی پیش خواهد آمد و فقط کسانی در این امتحان پیروز و سربلند خواهند شد که به عروه الوثقی تمسک کنند. گفتند: یا رسول الله ! عروه الوثقی چیست ؟ فرمودند: ولایت سید الوصیین . گفتند: یا رسول الله ! سید الوصیین کیست ؟ فرمودند: امیر المومنین . گفتند: یا رسول الله ! امیرالمومنین کیست ؟ فرمودند: آقا و مولای مسلمانان و امام و رهبرشان . گفتند: یا رسول الله ! بعد از تو امام مسلمانان کیست ؟ فرمودند: برادر من علی بن ابی طالب. (منقبت 79 - یکصد منقبت از امام علی علیه السلام – ابن شاذان قمی- ترجمه حسن نجفلو- چاپ عطر آگین ). در غدیر خم جبریل آمد از گردون فرود گفت بر طاها ، مقام نصب را دارا علی است حق درودت می فرستد گوید ای محبوب من هان که تکمیل رسالت را وصایت با علی است آنچه از داور رسیده بر تو از شأن علی بازگو تا فاش گردد شافع عقبا علی است آیه ی الیوم نازل شد پی اکمال دین آری آری دین یزدان را کمال افزا علی است (سید رضا حسینی سعدی زمان ) حیفم آمد این قطعه شعر را تقدیم عاشقان مولا نکنم : ز پیر عقل جوانی سوال کرد و چه گفت که ای زروی تو روشن چراغ ربانی به غیر حب علی طاعتی تواند بود که خلق را برهاند ز قید نیرانی جواب داد که لا والله این سخن غلط است دو بیت بشنو از من اگر مسلمانی به حق قادر بی چون خدای سبحانی به حق جمله ی کروبیان روحانی که دشمنان علی را نماز نیست درست اگر چه زانوی اشتر کنند پیشانی. (البته شاعر این ابیات زیبا را نمی شناسم ). نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آبان 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
بعد از شهادت امام رضا علیه السلام ، مأمون امام جواد علیه السلام را به بغداد طلبید و دختر خود امّ الفضل را به تزویج او در آورد. آن حضرت بعد از مدتی كه در نزد او ماند، از رفتار بد او منزجر شد و رخصت طلبید تا به حج رود. بعد از مراسم حج به مدینه جدش رهسپار شد و تا زمان مرگ مأمون در آنجا اقامت كرد. بعد از مأمون ، برادرش معتصم خلیفه شد و خلافت را غصب نمود. او نیز با شنیدن كمالات و فضائل امام جواد علیه السلام ، آتش حسد در سینه اش شعله ور شد و آن حضرت را به بغداد طلبید. امام علیه السلام زمان رفتن به بغداد، بزرگان و اكابر شیعه را طلبید و در حضور آنان امام علی النقی علیه السلام را جانشین خود نمود و اسرار و ودائع امامت را به او سپرد و با فرزند گرامی خود وداع نمود و روانه بغداد گردید، در بیست و هشتم محرم سال دویست و بیست هجری به بغداد وارد شد ، و معتصم در اواخر همین سال حضرت را به زهر شهید كرد. كیفیت شهادت آن حضرت بنا بر مشهور چنین است كه زن آن حضرت یعنی امّ الفضل كه دختر مأمون بود، از آن حضرت منحرف بود. وقتی معتصم، عموی امّ الفضل، این انحراف را دانست او را طلبید و به قتل آن حضرت راضی كرد. معتصم زهری را به ام الفضل فرستاد تا آن حضرت را مسموم نماید، و چون زهر به دست ام الفضل رسید آن را در انگور ریخت و به خدمت امام آورد. امام از آن انگور خورد و اثر زهر در بدن مباركش ظاهر شد. ام الفضل بعد از این كار پشیمان شد ولی دیگر كاری از دستش بر نمی آمد، امام رو به او نمود و فرمود: «وای بر تو! مرا كشتی و اكنون گریه می كنی؟ به خدا سوگند به بلائی مبتلا خواهی شد كه مرهم پذیر نباشد». ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مهر 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
به مناسبت دهه ی کرامت و سالروز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها و حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام ، آداب زیارت برای مشتاقان آن بزرگواران تقدیم می شود: 1ـ هر کس دوست دارد که امام معصوم(علیه السلام) او را بطلبد و به او اجازه شرفیابى دهد، قبل از حرکت از همه آنهایى که از جانب او احتمالا اذیّت و آزارى و لو در حدّ یک کدورت قلبى به آنها رسیده، حلیّت بطلبد; خصوصاً کسانى که از محبّان و موالى آن بزرگواران به حساب مى آیند. این مطلب شواهد فراوانى دارد، از جمله داستان معروف ابراهیم جمّال (ساربان) و على بن یقطین صحابى خاص امام کاظم(علیه السلام) و وزیر هارون الرشید (البتّه با اجازه آن حضرت و براى نجات مظلومان) مى باشد که بر اثر عدم موافقت با ملاقات ابراهیم جمّال امام(علیه السلام) او را به ملاقات خود راه نداد و فرمود: چون قلب این مرد از تو شکسته است خدا زیارت تو را نیز قبول نکرد. على بن یقطین ناچار به سراغ ابراهیم جمّال آمد و با تواضع بى نظیر با او ملاقات کرد و از او حلیّت طلبید; پس از آن بود که امام او را به حضور پذیرفت و بشارت قبولى اعمالش را به او داد.(1) 2ـ هرگونه حقّ الناس و از جمله خمس و زکات اموال را ـ مخصوصاً به هنگام سفر حجّ ـ بپردازد; چرا که تا اموال انسان پاک نشود، نه اعمال او با استفاده از آن اموال صحیح است و نه شایسته تقرّب به درگاه خداوند مى باشد. 3ـ غسل زیارت کند و این دعا را هنگام غسل (یا بعد از آن) بخواند: «أللّهُمَّ اجْعَلْهُ لی نُوراً وَ طَهُوراً وَ حِرْزاً، وَ شِفاءً مِنْ کُلِّ داء وَ آفَة وَ عاهَة، اَللّهُمَّ طَهِّرْ بِهِ قَلْبی، وَاشْرَحْ بِهِ صَدْری، و سَهِّلْ بِهِ أَمْرِی; به نام خداوند و به یارى خدا، پروردگارا آن را نور و پاکیزگى و نگهبان و شفاى از هر درد و آفت و عیب قرار بده! خداوندا با این غسل قلبم را نیز پاک کن و سینه ام را بگشاى و کارم را آسان گردان».(2) 4ـ با طهارت باشد یعنى اگر غسل واجبى به گردن اوست بجا آورد، چرا که امام صادق(علیه السلام) به ابوبصیر که در حال جنابت بر حضرتش وارد شد فرمود: «أَما تَعْلَمُ أَنَّهُ لا یَنْبَغی لِلْجُنُبِ أَنْ یَدْخُلَ بُیُوتَ الاَْنْبِیاءِ;آیا نمى دانى که براى شخص جنب شایسته نیست که در خانه هاى انبیا (و اولیا) داخل شود» راوى مى گوید وقتى حضرت این را فرمودند ابوبصیر برگشت و ما بر آن حضرت داخل شدیم.(3) با توجّه به این که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امام معصوم(علیه السلام) حىّ و میّت آنها در این امور تفاوتى ندارد، نتیجه این مى شود که فرقى بین حرم هاى مقدّسه با خانه هاى آنان نباشد. 5ـ کفشها را درآورد، چون در وادى مقدّسى قدم نهاده است (فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى).(4)
ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مهر 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
امام صادق علیه السلام در بیست و پنجم ماه شوال سال صد و چهل و هشت به سبب انگور زهر آلود كه منصور دوانیقی به آن حضرت خورانده بود به شهادت رسید. در زمان شهادتش شصت و پنج سال از عمر شریفش گذشته بود. ابوالعباس سفاح اولین خلیفه بنی عباس، آن حضرت را از مدینه به عراق طلبید و بعد از مشاهده معجزات و علوم و مكارم اخلاق بیشمار، نتوانست اذیتی به آن حضرت برساند. پس حضرت را به مدینه برگرداند. وقتی كه منصور دوانیقی به خلافت رسید، و بر كثرت شیعیان آن حضرت مطلع شد، حضرت را به عراق طلبید و چندین بار اراده كرد تا آن حضرت را شهید نماید ولی در هر بار با معجزه ای روبرو شد و نتوانست به مقصد شوم خود برسد. برخی از اصحاب آن حضرت در لحظات آخر عمرش خدمت ایشان رسیدند و دیدند كه آن حضرت چنان لاغر شده كه گویی چیزی از آن بدن نمانده است . پس به گریه افتادند و ناله نمودند. حضرت فرمود: «چرا گریه می كنید؟». گفتند: چگونه گریه نكنیم درحالی كه شما را در این حال می بینیم ؟ حضرت فرمود: «چنین نكنید، همانا مؤمن چنان است كه هر چه عارض او شود خیر اوست و اگر چه اعضای او بریده شود برایش خیر است و اگر مشرق و مغرب را مالك شود برای او خیر است ». امام كاظم علیه السلام ، پدر بزرگوارش را در دو جامه سفید مصری كه با آنها احرام بسته بود كفن نمود، و بعد از نماز آن حضرت را در قبرستان بقیع دفن كرد. ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 شهریور 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
یكی دیگر از اهداف نهضت عاشورا احیای سنت پیامبر عالیقدر اسلام است . امام حسین علیه السلام می فرماید: «اَدعوكُم الی كِتابِ اللهِ وَ سُنةِ نَبیّهِ فَانَّ السَّنةَ قَد اُمیتَت و انّ البِدعَةَ قَد اُحییَت وَ اَن اِستَمعوُا قَولی و تُطیعوُا اَمری اَهدكُم سَبیلَ الرَّشادِ ». شما را به كتاب خدا و سنت رسول دعوت می كنم ، چرا كه سنت رسول خدا را میرانده و بدعت ها را احیا كرده اند، و اگر دعوتم را اجابت كرده و كلامم را بشنوید و دستوراتم را عمل كنید شما را به راه رشد و تقوا هدایت خواهم كرد). (تاریخ طبری ، ج 3، ص 28 – بحارالانوار – اعیان الشیعه..). و در جای دیگر خطاب به برادرش محمد حنفیه می فرماید: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیرة جدی رسول الله و ابی علی بن ابیطالب» . می خواهم امر به معروف و نهی از منكر كنم و طبق سنت جد و پدرم عمل نمایم . (مقتل عوالم ص 54). بنابراین یكی از اهداف امام حسین علیه السلام احیای سنت و سیره ی پیامبر و از بین بردن بدعت ها بوده است . بدعت های بنی امیه بنی امیه در طول مدتی كه خلافت را غصب كردند و به ناحق بر مسند قدرت تكیه زدند، بدعت های فراوانی در دین ایجاد كردند. و سنت پیامبر را میراندند. در اینجا به چند نمونه از بدعت های آنان اشاره می شود: 1. تغییر ارزشها : در عصر جاهلیت شخصیت افراد بر محور ثروت و فرزندان دور می زد. هر كس پول و فرزندان بیشتری داشت در نگاه مردم مهم تر بود. خداوند متعال در آیه ی 37 سوره ی سبأ ضمن بی اعتبار ی این ملاك معیار جدیدی را جایگزین آن كرد : ( و ما اموالكم و لا اولادكم بالتی تقربكم عندنا زلفی الا من آمن و عمل صالحا فاؤلئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فی الغرفات آمنون ) ترجمه : اموال و فرزندانتان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد، جز كسانی كه ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند كه برای آنان در برابر كارهایی كه انجام می دهند پاداش مضاعف است و آنها در غرفه های بهشتی در نهاین امنیت خواهند بود. و نیز در آیه ی 13 سوره ی حجرات می فرماید ( ان اكرمكم عند الله اتقاكم ) ترجمه: به درستی كه گزامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست . بدین ترتیب اسلام معیار شخصیت را از مال و فرزندان به ایمان و تقوا و عمل صالح تغییر داد . در پی این تغییر ملاك ابوسفیان ها و ابولهب ها و ابوجهل ها جای خود را به سلمان ا و ابوذرها و مقدادها دادند، و در پی آن مردم در برابر ثروتمندان به خاطر پول و مالشان تواضع نمی كردند. اما با رحلت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله دوباره معیارها دست خوش تغییر و تحول شد، و در عصر خلیفه سوم به حالت سابق برگشت . در عصر معاویه پیشقراولان و كسانی كه زودتر از همه ایمان آورده بودند كنار گذاشته شدند و و آزاد شدگان دست پیامبر و فرزندانشان ( طلقاء و ابناء الطلقاء) كه اسلام را به اجبار پذیرفته بودند بر سر كار آمدند. دستگاه بنی امیه كه شالوده آن بر اساس مطامع دنیوی ریخته شده بود كسانی كه شیطنت بیشتر قساوت قلب شدیدتر و دین فروشی زیادتری داشتند را به خود جذب می كرد . امام حسین علیه السلام برای از بین بردن این بدعت ها و احیای آن سنت ها قیام كرد. 2. امتیازات قومی : در عصر جاهلیت امتیازات قومی غوغا می كرد آنان اولا عرب را هر چند دارای انحطاط اخلاقی بود بر عجم برتری می دادند. ثانیا در میان عرب ها هر قبیله ای خود را برتر از دیگر قبیله ها می انست و برای این منظور به شمارش تعداد افراد قبیله ی خود می پرداختند و اگر دو قبیله از این جهت باهم مساوی بودند به سراغ گورستان ها رفته و سرشماری مردگان هر قبیله را آغاز می كردند تا قبیله ی برتر مشخص شود اسلام این ملاك نادرست را برچید و معیار بشریت و انسانیت را جایگزین آن كرد و برای همه ی انسان ها فارغ از قبیله و نژاد و زبان و رنگ ارزش قائل شد. در ایه شریفه 70 سوره اسراء می خوانیم ( و لقد كرّمنا بنی آدم و حملناهم فی البرّ و البحر و رزقناهم من الطّیبات و فضّلناهم علی كثیر ممّن خلقنا تفضیلا ) ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و ان ها را در صحرا و دریا بر مركب های راهوار سوار كردیم و از نعمت های پاكیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی كه خلق كرده ایم برتر یبخشیدیم . آری با آمدن اسلام انسان محوری جای قبیله محوری را گرفت و لذا طرفداران پیامبر صلی الله علیه و اله و جذب شدگان به اسلام از قبیله و نژاد و زبان و رنگ خاصی نبودند، بلكه عرب و عجم سیاه و سفید قرشی و غیر قرشی فوج فوج به اسلام رو آورده و تسلیم امر خدا شدند. با رحلت آن حضرت ، این سنت حضرت نیز دست خوش تغییر شد و كم كم همان قومیت گرایی رخ نمایی كرد تا در دوران خلیفه دوم به اوج رسید. و این مطلب مخصوصا در مناطق تحت نفوذ معاویه به وضوح دیده می شد. تعصبات قومی جای انسان محوری را گرفت و همین امر باعث اختلافات و درگیری میان قبائل شد . اتحاد و وحدت ناشی از انسان محوری به تدریج از میان مسلمانان رخت بربست ، و دیگر خبری از آن جامعه ی متحد نبود، امام حسین علیه السلام قیام كرد تا دوباره همه مسلمانان را متحد نموده و یادگار جدش انسان محوری را حاكم كند. ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ جمعه 18 شهریور 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
خداوند در سوره سجده می فرماید:«وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ؛ و نظر به این که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند از آنها پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند»(سجده،24). دراین آیات دو شرط براى پیشوایان و امامان ذكر شده است: نخست صبر و پایدارى، و دیگر ایمان و یقین به آیات الهى. در این زمینه حدیث جامع و جالبى از امام صادق (ع) نقل شده كه ذكر آن لازم به نظر مى رسد. او به یكى از دوستانش فرمود: كسى كه صبر كند، مدتى كوتاه صبر مى كند (و به دنبال آن پیروزى است) و كسى كه بیتابى مى كند مدتى كوتاه بى تابى مى كند (و سرانجام آن شكست است) سپس فرمود: بر تو باد به صبر و شكیبایى در تمام كارها، زیرا خداوند بزرگ، محمد (ص) را مبعوث كرد و به او دستور صبر و مدارا داد و فرمود: در مقابل آنچه آنها مى گویند شكیبایى كن و در صورت لزوم از آنها جدا شو. اما نه جدا شدنى كه مانع دعوت به سوى حق گردد و نیز فرمود: با استفاده از نیكیها به مقابله با بدیها بر خیز كه در این هنگام آنها كه با تو عداوت و دشمنى دارند، همچون دوست گرم و صمیمى خواهند شد، و به این مقام جز صابران و جز كسانى كه بهره عظیمى از ایمان دارند نخواهند رسید. بار دیگر او را تكذیب كردند و متهم ساختند، او اندوهگین شد، خداوند این سخن را بر او نازل كرد كه مى دانیم سخنان آنها تو را غمگین مى كند اما بدان هدف آنها تكذیب تو نیست، این ظالمان آیات خدا را تكذیب مى كنند، پیامبرانى كه پیش از تو بودند آماج تكذیب قرار گرفتند، اما شكیبایى پیشه كردند، آنها آزار شدند و صبر كردند، تا یارى ما فرا رسید، پیامبر باز هم شكیبایى كرد تا اینكه آنها از حد گذراندند، نام خدا را به بدى بر زبان جارى كردند و تكذیب نمودند. پیامبر(ص) عرض كرد: خداوندا! من در مورد خودم و خاندانم و آبرویم شكیبایى كردم، اما دربرابر بدگویى به مقام مقدس تو نمى توانم شكیبایى كنم، باز هم خداوند او را امر به صبر كرد و فرمود: در برابر آنچه مى گویند شكیبا باش. نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 شهریور 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
از آیات قرآن و تواریخ به خوبى استفاده مى شود كه رهبران الهى بیش از آنچه تصور شود از گمراهى مردم رنج مى بردند، به ایمان آنها عشق مى ورزیدند، از اینكه مى دیدند تشنه كامانى در كنار چشمه آب زلال نشسته اند و از تشنگى فریاد مى كشند ناراحت بودند، اشك مى ریختند، دعا مى كردند، شب و روز تلاش و كوشش داشتند، در نهان و آشكار تبلیغ مى كردند، در خلوت و اجتماع فریاد مى زدند، و از اینكه مردم راه روشن و راست را گذارده، به بیراهه مى رفتند غصه مى خوردند، غصه اى جانكاه كه گاهى آنها را تا سرحد مرگ پیش مى برد! و راستى تا چنین نباشد رهبرى در مفهوم عمیقش پیاده نخواهد شد! گاه این حالت اندوه بقدرى شدید مى شد كه جان پیامبر (ص) به خطر مى افتاد و خدا او را دلدارى مى داد. نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 شهریور 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
صابر: سلام علیكم. باقر: علیكم السلام و رحمة اللَّه. صابر: رسیدن به خیر، خوش آمدید. باقر: پسر عمویى در اینجا دارم براى دیدار او آمدهام. صابر: ما را سرفراز كرده، افتخار بده، امروز را در خدمت شما باشیم. باقر: كارهاى زیادى دارم كه فقط به منظور «صله رحم» و تجدید دیدار با بستگان، آنها را رها كرده و آمدهام، از تو مىخواهم مرا معذور بدارى. صابر: ممكن نیست. دو دوست پس از ده سال همدیگر را ببینند، اما از هم صحبتى یك ساعته محروم شوند؟ وانگهى بر گردن تو حق برادرى دینى دارم. از دیگر سو، میان من و یكى از برادران مؤمن خود در مورد «شیعه» و «سنى» بحثى در گرفته است و از آن جا كه به [سلامت و پاكى] تو اعتماد دارم، مىخواهم در این باره با تو گفت و گو كنم تا بدین وسیله امر براى من روشن شود، از این رو نباید دعوت مرا نادیده بگیرى. باقر: باشد، مىآیم. آن گاه هر دو روانه خانه صابر شدند. پس از گفت و گوهایى كه میان دو دوست تازه به هم رسیده رد و بدل شد، باقر از صابر پرسید: ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 شهریور 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
امام علی علیه السلام در شب بیست و یكم ماه رمضان سال چهل هجری به شهادت رسیدند، در نوزدهم آن ماه به هنگام نماز صبح در مسجد كوفه از دست عبدالرحمن بن ملجم ضربت خوردند، در روایات است كه شمشیر آن ملعون زهر آلود بود و چون بر سر مبارك آن جناب وارد كرد اثر زهر در بدن آن حضرت ظاهر شد. نقشه قتل امام مدتی پس از ماجرای نهروان ، جمعی از خوارج در مكه گرد آمدند و به این نتیجه رسیدند كه امت اصلاح نخواهد شد مگر با از میان برداشتن علی علیه السلام و معاویه و عمروبن عاص. عبدالرحمن بن ملجم گفت : من خاطر شما را از علی آسوده می سازم . َبرَك بن عبدالله قتل معاویه را بر عهده گرفت و عمروبن بكر كشتن عمروعاص را قبول كرد. تصمیم آنان بر این شد كه در شب نوزده رمضان به این امر اقدام كنند. بَرَك ، عازم شام گردید ، اما توانست معاویه را مجروح سازد. عمروبن بكر راهی مصر شد ولی در آن شب شخصی دیگر به جای عمروعاص به مسجد آمد و او كشته شد. و اما ابن ملجم وارد كوفه شد و با زنی به نام «قطام» آشنا گردید و از وی خواستگاری نمود. قطام بخشی از مهر خود را كشتن امیرالمؤمنین علیه السلام قرار داد. ابن ملجم شب نوزده رمضان سال چهل هجری وارد مسجد كوفه گردید و با شمشیری كه آن را آلوده به زهر نموده بود ، بر فرق مبارك امام زد . در این هنگام دو سخن شنیده شد؛ یكی از علی علیه السلام كه فرمود: « فُزتُ وَ رَبِّ الكَعبة» و دیگری از جبرئیل ، هنگامی كه درهای مسجد به هم خورد و لرزه ای زمین را فرا گرفت كه فریاد برآورد: « تَهَدّمَت وَالله اَركانُ الهُدی وَانطَمَسَت وَاللهِ نُجُومُ السَّماءِ قُتِلَ عَلیّ المُرتَضی قَتَلَهُ اَشقَی الاَشقِیاء». چون شب بیست و یكم رسید، امام علیه السلام اهل بیت و فرزندان خود را جمع كرد و با آنها وداع نمود، و به آنها وصیت هایی فرمود. و در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نكرد، و پیوسته لبهای مباركش به ذكر خدا مشغول بود. وقتی وصایای عمومی آن حضرت تمام شد كه البته در این مختصر جای بیان آن نیست ، رو به امام حسن علیه السلام نمود و فرمود: «ای حسن ! وقتی از دنیا رفتم مرا غسل بده و كفن كن، و با بقیّه حنوط رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حنوط كن ، و سپس مرا در تابوت بگذارید و با طرف جلو كاری نداشته باشید، و فقط از عقب آن بردارید كه جلو تابوت را ملائكه حمل می كنند. هر جا كه تابوت من به زمین آمد بدانید كه همانجا قبر من است ، و تو ای حسن بر من نماز بخوان با هفت تكبیر كه گفتن هفت تكبیر به غیر از من حلال نیست الا بر فرزند برادرت حسین، كه او قائم آل محمد و «مهدی» این امت است . ادامه را حتما بخوانید نوشته شده در تاریخ شنبه 29 مرداد 1390 نویسنده خاك پای اهل بیت : نجفلو
|
||
|
DESIGN BY NOOR ![]() |
||